بازار مسکن ایران این روزها به نقطه جوش رسیده است. سقوط ساختوساز، افزایش بیوقفه قیمت نهادههای ساختمانی و تقاضای انباشتشده، وضعیت خانهدار شدن را به یک چالش جدی تبدیل کرده است.
بحرانی فراتر از عرضه و تقاضا
شاخص قیمت نهادههای ساختمانی تهران در تابستان ۱۴۰۴ به ۱۷۳ رسید که نشاندهنده رشد ۴۳.۶ درصدی هزینه ساخت در یک سال است. این افزایش فشار مضاعفی بر سازندگان و متقاضیان وارد کرده است. تورم سالانه هزینههای ساخت نسبت به فصل قبل نیز ۵.۳ درصد افزایش یافته و نشان میدهد روند گرانی متوقف نشده است.
فرشید پورحاجت، دبیر کانون انبوهسازان تهران، میگوید: «فشار هزینههای خدمات و مصوبات قانونی باعث شده بهای تمامشده ساخت مسکن تا ۳۰ میلیون تومان به ازای هر مترمربع برسد.»
تحلیل سیدطهحسین مدنی، رئیس اندیشکده حکمرانی هوشمند، نشان میدهد که کشور با ۶ میلیون تقاضای واقعی و ۸ میلیون واحد فرسوده روبهرو است و اگر جریان ساختوساز دوباره فعال نشود، ناترازی بازار تا سال ۱۴۱۰ به ۱۲ میلیون واحد خواهد رسید.
رشد بیسابقه تورم در گروههای اصلی ساختمان مانند چوب (۷۲.۸٪) و آهنآلات، پروژهها را نیمهکاره رها کرده است. سهم صنعت ساختمان از تولید ناخالص داخلی از ۹ درصد به ۲ درصد کاهش یافته و این به معنای رکود تورمی در بازار مسکن است.
سیاستهای ناکام و راهحلهای نیمهکاره
طرحهای دولتی مانند «نهضت ملی مسکن» به دلیل کمبود منابع بانکی و افزایش شمار متقاضیان، تنها مُسکن موقت برای بازار بودهاند.
پورحاجت توضیح میدهد: «۵ تا ۶ میلیون تومان از هر مترمربع صرف هزینه خدمات دستگاههای دولتی میشود.» به این ترتیب، هزینه ساخت حتی قبل از شروع پروژه به شکل انفجاری افزایش مییابد.
تحلیلگران معتقدند بدون سیاستهای علمی تامین مالی، قانونگذاری دقیق فروش متری و تشکیل تعاونیهای واقعی، خانهدار شدن برای طبقه متوسط و حتی قشر پردرآمد، به یک چالش دائمی تبدیل خواهد شد و مسکن همچنان کالایی لوکس و دور از دسترس باقی میماند.